طراحی داخلی چیست؟ طراحی داخلی مجموعه دانش ،فن و هنری است که با عناصر متعلقه و مرتبطش از قبیل فرم رنگ بافت و ...سعی در بهینه سازی فضاها و دست یابی به کارائی و کار کرد مناسب در کنارزیبائی معانی و معناها می باشد.طراحی داخلی با ایجاد مجموعه ای از بایدهاو نبایدها "کثرت ها و کاستی ها "و قرار دادن فرم در برابر فرم و فضا " طبیعت در برابر هندسه ( معماری ارگانیک ) "داخل در برابر خارج و همچنین قدرت و منطق مردانه از یک سو و احساسات زنانهاز سوی دیگر (که در اوج وجود به تفاهم رسیده اند )می کوشد ارتباط معنائی وفرمال ( Formal )را مفهوم بخشد . در واقع طراحی داخلی به وسیله این ترکیب می خواهد به اهداف مورده نظر خود در طراحی فضا دست یابد. درطراحی داخلی با ایجاد ضرب و اهنگ در هندسه می توان احساسات انسانی رابیدار ساخت در تمامی ابعاد نفوذ کرد و حرکتهائی غیر از حرکتهای عمودی وافقی ایجاد کرد. مادر معماری با فرکانس های نوری که طول و عرض و ارتفاع را تعریف می کنند،سروکار داریم و موقعی که این سه به موجزترین شکل واقع شود، شما احساسزیبایی می کنید مجموعه ای از اشکال هندسی، که به صورت مجرد و بی هیچ واسطه ای در فضایی دو بعدی تعین یافته اند. تناسبات، ابعاد، غلظت، تونالیته رنگ های استفاده شده و تحریکات حسی موجود در هر اثر ، بیانگر هماهنگی دقیق در اجزاء است.. انسانبه واسطه گرافيك محيطي در کنار طراحی داخلی با محيط پيرامون خود سخن ميگويد ، و با ديگران ارتباط برقرار مي كند. طراحی داخلی در ايجاد فضاييمطلوب و دلنشين براي افراد جامعه نقش موثردارد. محيطمناسب يعني فضايي كه بشر در آن بتواند فارغ از فشارهاي ناخواسته رواني رشدكرده و شكوفا شود و اين از خواسته هاي عقلاني و منطقي هر جامعه است.گرافيك " محيط زيبايي بصري و نظم و هماهنگي مطلوب فضا است. مقصود از تمام طرح هاي گرافيكي براي محيط داخلي و خارجي – ايجاد فضايي براي زندگي پر نشاط و سالم و قانع كننده است. مشخصكردن يك مكان از مكاني ديگر ، زيبا سازي ، نظم و انسجام بخشيدن به فضاي وگسترش حيطه فعاليت طراحی داخلی، از اهداف گرافيك محيطي به شمار مي رود. طراحی داخلی (Interior Design) کهبه عنوان یک حرفه، یک هنر و یک صنعت در دنیا شناخته شده، بهینه سازیفضاهای داخلی ساختمان ها به منظور انجام فعالیت های روزمره یعنی زندگیوکار است. بخش اعظم عمر ما درفضاهای داخلی بناها سپری می شود. این فضاها محیطی را ایجاد می کنند کهپاسخ گوی نیازهای اساسی ما نظیر نیاز به سرپناه بوده و بسیاری از فعالیتهای ما در آن صورت می گیرد. همچنین آنچه به یک بنا روح می بخشد، فضایداخلی آن است. بنابراین می توان گفت کیفیت فضای داخلی از یک طرف تأثیرمستقیمی بر نحوه انجام فعالیت های ما در آن دارد و از طرف دیگر نگرش،احوال و شخصیت ما را تحت تأثیر قرار می دهد. بر این اساس، هدف طراحیداخلی، بهبود عملکرد فیزیکی و روانی فضا برای راحت سازی زندگی در آن است.فضای معماری بدون طراحی داخلی یا اصلاً قابل استفاده نیست و یا در صورتقابل استفاده بودن، کارآیی لازم و بهینه را نخواهد داشت. طراحی داخلی زندگی همهآحاد جامعه را تحت تأثیر قرار می دهد و تأثیرات آن در زندگی به وضوح قابلمشاهده است. از این رو موضوع طراحی داخلی به هیچ وجه محدود به اقشار مرفهو خانه های اعیانی نیست. طراحی داخلی می تواند برای کل جامعه و طبقات کمدرآمد هم مفید باشد. اگر قناعت را اصل اساسی امروز جامعه بدانیم و قصدداشته باشیم امکان زندگی راحت را در فضای 40 یا 60 متری آپارتمان ها فراهمکنیم، طراحی داخلی یک ضرورت گریزناپذیر خواهد بود. طراحی داخلی می تواند به ما نشان دهد که در این فضای کوچک چطور و با چه وسایلی باید زندگی کنیم. از آنجا که طراحی داخلیدر ارتباط مستقیم با ویژگی های روحی ـ روانی انسان قرار دارد، بایستی براینیل به یک طرح مطلوب، ویژگی های رفتارهای انسانی در فضاهای داخلی زیستیاعم از عمومی و خصوصی، در طراحی به دقت مورد توجه قرار گیرد. از این روطراح به هنگام طراحی فضای داخلی با دو مقوله سروکار دارد: کاربرد آن فضا،و احساس و تأثیری که می خواهد آن فضا بر استفاده کننده داشته باشد. طراحی داخلی طیف گوناگونی از عناصر و مؤلفه ها از قبیل فرم، نور، رنگ، بافت، کف، سقف، دیوار، عناصر کارکردی وتزیینی و مبلمان را در برمی گیرد. این عناصر ابزارهای کار طراح هستند که همگی باید بطور هماهنگ و متناسب در یک طرح مرتبط و خوشایند قرار گیرند. طراحی داخلی که در حدواسط میان معماری و طراحی قرار می گیرد، به همان میزان که شامل جنبه هایکاربردی، ساختاری و فنی می شود، طراحی تجسمی و جنبه های بصری و زیباییشناسانه را نیز در بر دارد. از این رو طراحی داخلی اغلب در ردیفهنرهای تجسمی به حساب آمده است و برای موفقیت در آن، بایستی تا حد نسبتاً زیادی با عناصر و اصول طراحی تجسمی و مبادی سواد بصری آشنا بود. اگرچه طراحی داخلیامروزه به عنوان یک تخصص شناخته می شود و محدوده بسیار وسیعی را در بر میگیرد، اما از آنجایی که این رشته در ارتباط مستقیم با فضای داخلی خانه وزندگی روزمره می باشد، شناخت الفبای طراحی داخلی و تبیین مبانی آن به زبانساده برای عموم مردم و بویژه زنان خانه دار، به قابل فهم کردن آن وبرخوردی علمی با این پدیده خواهد انجامید و در نهایت تأثیری عمیق بر کیفیتفضاهای زیستی جامعه ما خواهد داشت. از این رو بنا داریم طی یادداشت هاییبه مباحث مختلف طراحی داخلی بپردازیم و با بهره گیری از اصول طراحی تجسمیو سواد بصری و نیز با استناد به نمونه های موفق طراحی داخلی خانه در سطحجهان، دانش و آگاهی افراد خانواده را در این خصوص افزایش دهیم. مسائلی که باید قبل از طراحی دکور منزل یا محیط کار یا رستوران یابوتیک و..... در نظر داشته باشیم به این صورت میباشد: 1_همخوانی طرح مورد نظر با کاربری فضا 2_رنگ فضا
توجه به فضای داخلی ونحوه و تقسیم بندی پلان ها، نقش مهمی را در ساختار معماری یک بنا بر عهده دارد. طراحی فضایی با انعطاف پذیری بالا و تنوع پذیر از لحاظ چیدمان و آرایش سطوح میتواند کارکرد های مختلفی را بپذیرد و این در حالی است که مخاطب احساس رضایت بیشتریاز فضا خواهد داشت. استفاده از جدا کننده های سبک و قابل حمل، شفاف سازی، رنگ بندیهای متناسب با نیاز های موجود، تنوع مصالح، توجه به نحوه قرار گیری و تعامل مابینفضاهای مختلف از جمله ویژگی هایی هستند که در کنار ساختار خاصی که برای یک پلانمعماری در نظر گرفته شده است، می تواند بر غنای آن افزوده و حتی قسمتی از مشکلات آنرا حل کند. از طرف دیگر معماری داخلی به لحاظ معیارهای روانشناسی اهمیت بسیاریدارد. میزان امنیت، صمیمیت، شور و هیجان و آرامش موجود در یک فضا را با می توان باراهکارهای مناسب تشدید یا تضعیف کرد. هر کدام از انسان ها دارای تعلقات ذهنی و روحیخاصی هستند که پاسخگویی به نیازهای آنها در معماری داخلی اولویت قرار می گیرد، ازاین رو نگرشی علمی و راسیونال در کنار خلاقیت های هنری مطرح شده و یکی از مسائل مهمدر این زمینه ایجاد تعامل و هماهنگی بین آنها است. امروزه مبحث طراحی ودکوراسیون داخلی، اهمیتی خاص یافته و حتی به عنوان رشته ای مجزا تدریس می شود. الگوهای و ایده های مختلفی اعم از مدرن و کلاسیک، توسط طراحان این رشته به کارگرفته می شود و از محدودیت های معماری در زمینه اجرا، معمولا خبری نیست و می توانبه ایده های بلند پروازانه ایشان تجسم بخشید، چه بسا به گونه ای میان گستره ای،موضوع فعالیت رشته های مختلف هنری از مجسمه سازی گرفته تا نقوش برجسته قرار گرفتهمیگیرد. پیشرفت تکنولوژی به سبب تسهیل در یکسری از مسائل تاسیساتی و اجرایی از یکطرف و تنوع و کارآیی بالا در محصولات عرضه شده، زمینه مساعد و کارآمدی را در سطحجامعه به وجود آورده است؛ بهانه ای که پرداختن به مقوله طراحی داخلی را جز لاینفکفضاهای معماری بر می شمارد. معماری داخلی و توجه به جزئیات و تزئینات بعد از چندیندهه سکوت و فراموشی، رویکردی دوباره پیدا کرده و جالب تر اینکه سعی می کند نمودهایی از معماری گذشته را در تلفیقی با الگوهای مدرن بیان کند؛ مساله ای که سال هااست در معماری مورد بحث و جدل قرار گرفته و تا کنون نتیجه ای حاصل نشده است. معماری گذشته ما سرشار است از ظرافت ها و ریزه کاری هایی که هزاران ایده وخلاقیت را در خود نهفته است. تزئینات و کاشیکاری های داخلی با تناسبات و رنگ بندیخاص خویش در کنار کالبد درونی، فضایی رمزگون را تداعی می¬کنند و هم اکنون نیز ارزشفضایی خویش را حفظ کرده است .
معماری داخلی
همگان می دانیم که افراد مختلف به رنگ های خاصی تمایلنشان می دهند. استفاده از این تمایل اشخاص به عنوان وسیله ای برای تشخیص شخصیت آنهاموضوع بحث انگیزی است، چرا که افراد با یکدیگر تفاوت دارند. هر یک از ما خصوصیاتشخصی خاص خود را داریم و احساساتمان را به سبک و سیاق خاص خود بیان می کنیم. درجهان نمی توان دو نفر را یافت که در ابراز احساساتشان پیرو شیوه یکسانی باشند. ازطرف دیگر احساسات افراد به طرق مختلف قابل تضعیف و تحریک است و مثلا با تغییر محیطای که در آن زندگی می کنند، به سبب الگوهای روانشناسی به نتایج بهتری در ایجادشادابی، صمیمیت، آرامش افراد خانواده دست یافت. ویژگی های خیابان و کوچه ای که خانهما قرار دارد، ترکیب حجمی، نورگیری، تقسیم بندی فضاهای داخلی، مبلمان داخلی، نحوهرنگ بندی و حتی مقیاس به کار رفته همه و همه به عنوان فاکتورهای مهمی برای تعریف یکمسکن مناسب عمل می کنند. ویژگی های فرهنگی، نوع روابط خانوادگی و حریم های اجتماعیو غیره از جمله عواملی هستند که نیاز های روحی و جسمانی ساکنین را تعریف می کنند ووظیفه یک طراح داخلی است که تعاملی محکم بین موارد یاد شده با جنبه های عملکردیفضا، برقرار سازد .
رنگ عاملی مهم در طراحی فضا:
رنگ ها می توانند بهشیوه های مختلف تاثیراتی بنیادین در زندگی بر جای گذارند که از جمله مهم ترین آنهامی توان به تاثیر آنها بر احساسات اشاره کرد. جهانی که انسان در آن زندگی می کند،متشکل از هزاران رنگ و تونالیته های مختلفی است که موجودات و اشیا را برای ما جذابتر و حتی به گونه ای معنوی، عمیق تر نشان می دهند. هر کدام به سبب ویژگی هایشیمیایی و روانشناسانه ای که دارا هستند، منبع مهمی از انرژی، در جهت فزونی سلامت ونشاط روح و روان در انسان ها به شمار می روند. جهانی تک رنگ، با تونالیته هایمحدودی را با طبیعت اطراف خویش مقایسه کنید و یا خود ساکن شهری سیاه و سفید بدانید،بدون هیچ کنتراستی و هیجانی. معنای زندگی تغییر یافته و سردی و مردگی بر همه جاحاکم می شود. فضایی بی روح و عاری از هر جنب و جوشی که تشنه جرعه ای رنگ است. مسالهرنگ به سبب تاثیرات مهم روانشناسانه اش، در مقوله شهر و فضاهای معماری امری مهم بهشمار می رود؛ تا بدانجا که تخصصی با عنوان رنگ بندی و رنگ شناسی فضاهای شهری در بینهنرمندان مطرح شده است. هماهنگی در رنگ مثل هماهنگی در نت های موسیقی است و ازاهمیت ویژه ای در ایجاد هارمونی مناسب و چشم نواز به مانند قطعه موسیقی برخورداراست. برای رسیدن به اهدافی همچون کارکرد مناسب، زیبایی بصری، هارمونی فضایی، وتأثیر محیطی و روانی مؤثر و مثبت در طراحی داخلی، مستلزم استفاده هماهنگ، منسجم،معنیدار و زیبا از عناصر طراحی است. در یک طرح مطلوب همه عناصر و اجزاء در نسبت بهتاثیرات کیفی و معنایی که به فضا اعمال می کنند در ارتباطی تنگاتنگ با هم قراردارند. بر این اساس، موفقیت هر طرح بستگی کامل به چگونگی ترکیب عناصر و الگوهایسهبعدی فضا دارد. تجربه سالیان دراز کار با رنگ ثابت کرده است که رنگ ها نیز مثلانسان ها، از جهات مختلف با یکدیگر مرتبط اند و سلیقه ها و صفات مشترکی دارند و یابرعکس ناهموان و متضاد یکدیگرند. شاید تصور كنید كه نارنجی و سرخ متضاد همند، درحالی كه در دایره رنگ كنار هم قرار می گیرند و دارای هارمونی هستند. خریدن یك دایرهرنگ، كه در آن نحوه ارتباط رنگ ها و چیدمان آنها و رنگ های مكمل مشخص شده است و دراكثر فروشگاه های لوازم هنری وجود دارد، با ارزش است تا قبل از خریدن زرد گریپفوروتی و سبز زیتونی برای رنگ كردن اتاق خواب، نگاهی به آن بیندازیم. رنگ بندیاتاق ها و استفاده از مصالحی که بتواند خصوصیات رنگی و بافت مورد نظر ما را برآوردهسازد بسیار مهم و در عین حال قدرت اعمال نفوذ بر تغییرات کالبدی فضا را نیز داراست؛کارهایی که برای تعدیل و تقسیم بندی دیواره های رنگی انجام می گیرند می تواند بهعنوان ایده ای برای تعیین کالبد فیزیکی فضای نیز عمل کند و جنبه های کاربردی طراحیرا با معیارهای زیباشناختی همراه سازیم. به عنوان مثال مساله روشنایی و استفاده ازنور طبیعی در طراحی یک اتاق بسیار مهم است ولی نحوه کنترل نور، انتخاب رنگ و مصالحیکه نور را از خود عبور می دهند به خلاقیت و قدرت طراح در ایجاد هماهنگی که وی بینکارکرد روشنایی اتاق و مطلوبیت فضا بستگی دارد. استفاده از چرخه رنگ، روشیمطمئن برای یافتن رنگ های متناسب با رنگ مورد نظر ماست. چرخه رنگ متشکل از دوازدهرنگ است که سه رنگ قرمز، زرد و آبی در آن رنگ های اولیه و رنگ های میان آنها بهعنوان رنگ های ثانویه شناخته می شوند. هر رنگ در این چرخه می تواند با رنگ هایکناری خود که رنگ های هم خانواده اش محسوب می شوند و همچنین رنگ مقابلش که رنگ مکملآن است به خوبی ترکیب شده نتیجه ای زیبا و موزون بیافریند. استفاده از رنگ های همخانواده که در چرخه رنگ در کنار هم قرار گرفته و به اصطلاح همسایه هستند ترکیبیملایم و هماهنگ را ایجاد می کند که نگاه بیننده را به راحتی از یکی به دیگری رهنمونمی شود. استفاده از یک رنگ با میزان کمی از رنگ مکمل آن چنانچه به درستی و دراندازه های صحیح صورت گرفته باشد نتیجه ای درخشان و چشمگیر می آفریند و بر جذابیتمجموعه رنگی حاضر می افزاید و مانع غالب شدن کامل یک رنگ بر فضای اتاق میشود. چنین عواملی در انتخاب رنگ برای بناها، دکوراسیون داخلی و مبلمان فضا،رویکرد های مختلفی را در طراحی ایجاد می کند. رنگ یکی از عوامل تعیین کنند سبک وسیاقی است که بدان طریق با محیطپیرامون خود ارتباط بر قرار می کنیم و بیشتر از هرعامل مستقل دیگری می تواند فضای کسالت بار و یکنواخت اطراف را به مکانی روح بخشمبدل سازد. عوض کردن رنگ دیوار ها می تواند بیش از تغییر مبلمان یا حتی ساختار یکاتاق، نتایج چشم گیری به بار آورد. تا كنون خانه های بسیاری به رنگ بژ و كرمی وتنالیته های آن رنگ آمیزی شده اند و رنگ استاندارد معمول برای خانه های جدیدمگنولیایی است اما باید تصور نمود که در شرایط مختلف اجتماعی و به خصوص اقلیمی،چگونه باید از این رنگ ها استفاده کرد و یا دیوار هایی به رنگ های ملایم و نامحسوسمثل استخوانی، برای زندگی كردن بسیار مناسبند؛ اما ایجاد كنتراست در آنها با انتخابرنگ های خاص در لوازم جانبی منزل و روكش ها و رومبلی ها باعث روح بخشی به فضا میشود. برای آنکه بتوانیم ارتباطی درست میان طبیعت خود با دکوراسیون داخلی خانهبرقرار سازیم، باید بیاموزیم که ترس از متفاوت بودن با سایرین را از خود برانیم؛مشکلی که امروزه بسیار با آن در گیریم و بسیاری از طراحی های معماری و داخلی را تحتالشعاع قرار می دهد. نمی توان در جامعه ای سیاه و سفید، تفکری رنگی داشت و فرداییبهتر را تصور کرد. غالبا خود را در حصاری از رنگ هایی به تحمیل عرف و جامعه «معقول» و «بی روح» و بی رمق قرار می دهیم، رنگ هایی که مانع از بروز احساسات و نمایان شدنخود واقعی ما می گردد.به منظور کمک برای ایجاد فضایی مطلوب و دلنشین در محیط زندگیخود و بهره گیری هر چه بهتر از رنگ ها، لازم است اطلاعات گسترده تری دربارهارتباطات فردی خویش با رنگ ها نایل شویم و مواردی را درک کنیم که علاقه مندی یابیزاری به رنگ های خاص را در مورد ما آشکار می سازد. با بذل توجه بیشتر به قدرت رنگها در خانه های خود ممکن است از آنچه به واسطه این کار نمایان می شود به شکلیخوشایند یا ناخوشایند غرق حیرت شویم. رسیدن به ترکیب رنگ مناسب در اتاق، لباس و یاهر مورد دیگر، نه فقط جلب توجه می کند که حالتی از اطمینان و آرامش را نیز القا میکند. کار موثر با رنگ بیش از همه به تحریک حس خلاقیت نیازمند است. به دست آوردنیک ترکیب رنگ مناسب که درست با منظور و هدف فرد، منطبق باشد خود به نوعی «آفرینش» محسوب می شود. برای بدست آوردن چیدمانی مناسب از رنگ ها در فضاهای داخلی گام هایاولیه زیر ضروری است: 1-آن مطلبی را که با زبان رنگ می خواهید به بیننده بگوییددر اندیشه خود آماده داشته باشید. 2-یگ رنگ اصلی که سخن گوی پر قدرتی برای بیانآن مطلب باشد، پیدا کنید. 3-رنگ های دیگری که در اطراف آن می چینید، باید درهماهنگی کامل باشد. 4-آنگاه به عنوان یک رهبر طرح وارد شده و این بار سلیقههنری خود را در چیدن این ابزار های فنی دخالت دهید. به کاربردن رنگ در فضاها ویا مبلمانی ساده معمولا نیازمند مهارت زیاد و گران قیمت نیست. یک طراح معماری خوبمی تواند بسیاری از نیاز های محرک روانی با استفاده از مطالبی که گفته شد و اندکیخلاقیت در جهت رفاه مصرف کنند گان به کار گیرد؛ مخصوصابه وسیله گوناگونی و اجتناباز تک رنگ بودن.